
سلام
من زهرا 17 ساله هستم،میخوام داستان زیبامو براتون تعریف کنم.من دختری محجبه هستم که این اتفاقا برام افتاده و عاشق مهدیم شدم.میخوام براتون تعریف کنم و امیدوارم خوشتون بیاد.
داستان از اونجا شروع میشه که من هر صبح میرم مدرسه.یه روز برا پدرم مشکلی پیش اومد که باید زود تر میرفت و از اون به بعد من باید با اتوبوس میرفتم یا سرویس میگرفتم.اون روز رفتم تو ایستگاه ایستادم و دو تا از دوستامو دیدم که هم مدرسه ایم بودن.فایزه و محیا.فایزه اول میخوندو محیا دوم و من سوم بودم.
به ادامه مطلب برید:
:: موضوعات مرتبط: داستانهای واقعی عاشقانه، ،
:: برچسبها: داستان , داستان عاشقانه , love story , داستان عاشقانه ی واقعی, عاشقان واقعی,
